• تلفن: 28421152 - 021
  • info@rrcg.ir
در ارتباط باشید:

مقدمه :

مفهوم بازار و بازاريابي يكي از مقولات مهم و ارزشمندي است كه در حيطه مباحث اقتصاد خريد مطرح مي شود و اگر بدرستي به آن بنگريم، بيشترين مشكلات و ناكاميهاي اقتصادي صنعت كشور ريشه در سطحي نگري در اين بخش دارد. تلقي سطحي و توجه نكردن به مقوله بازار و مفاهيم مرتبط با آن، نداشتن درك ساختار بازاري و ضعف در شناسايي تعاملات رفتاري كنش‌گران و كنش پذيران بازار، موجب شده است تا همچنان تراژدي تلخ موفقيت نبودن صنايع داخلي در بازار فروش تداوم يابد.
اندكي ملاحظه و مقايسه تجارب كشورهاي اطراف نشان از آن دارد كه اين كشورها كه زماني نه چندان دور، رقيب به شمار نمي آمدند، با پيگيري و تلاش بسيار، اكنون گوي سبقت را از ما ربوده اند، بطوري كه در چنين شرايطي حتي نيل به وضعيت كنوني آنها نيز مستلزم صرف زماني بسيار و تلاشي مضاعف است و بدرستي چگونه است كه اين كشورها كه برخي از آنها از نعمت لايزال برخورداري از انرژي ارزان نيز برخوردار نيستند، هرساله بر حجم و سهم صادرات خود كه دهها برابر صادرات غيرنفتي ماست مي افزايند و متناسب با آن بر ساير مشكلات اقتصادي خود نيز يك به يك فائق مي آيند.
به نظر مي رسد اكنون بايد از منظري ديگر يا همان زاويه اقتصاد خرد به اين مقوله نگريست، چرا كه رفتار و تعاملات كنش گران بازار مي تواند نقش بسيار تعيين كننده اي در شكل گيري زيربناهاي كلان اقتصادي جامعه ايفا كند. بطور كلي مفاهيم مرتبط با بازار در سطح ساده و ابتدايي آن هم در تمام امور زندگي از جانب افراد مختلف با دقت و وسواس بسيار دنبال مي شود.
در طي اين سالها كمتر شاهد آن بوديم كه توليدكننده اي بطور مستمر بازار محصولات خود را در يك منطقه و يا يك كشور هدف گسترش دهد و بيشتر شاهد آن هستيم كه تعويض مشتريان خارجي و بازارهاي هدف صادراتي و تداوم پراكنده كاريها در اين بخش بيشتر به صورت يك عرف تجاري درآمده است. اين در شرايطي است كه براساس آخرين نتايج مطالعات بازاريابي درجهان، هزينه بازاريابي درجهت حفظ مشتريان قديم حداكثر در حدود يك سوم هزينه بازاريابي براي يافتن مشتريان جديد است.انجام يك مطالعه امكان‌سنجي كاربردي در بخش بازار، همواره با تنگناها، موانع و محدوديتهاي بسياري همراه است كه نشناختن آنها، در بسياري از موارد، نتايج كاربردي مطالعه را به شدت متاثر خواهد كرد.

وضعیت هزینه و درآمد در ایران:
با نگاهی به وضعیت آماری در کشورمان، به این موضوع می¬رسیم که نسبت درآمد به هزینه منفی بوده و در سال 1393، متوسط میزان درآمد توانسته است سهم بیشتری را از آن خود نماید.

با توجه به نمودار فوق، می توان این چنین برداشت کرد که نسبت درآمد به هزینه های مردم در طول سال های مختلف، نشان دهنده عدم آشنایی مردم بمنظور برنامه ریزی مالی در زندگی خویش و همچنین عدم آشنایی با فرهنگ کاهش هزینه و افزایش درآمد بوسیله ایجاد درآمد از طریق سرمایه گذاری های بلند مدت و برنامه ریزی بمنظور تامین آینده خودشان است.

مقدمه ای بر برنامه ریزی مالی:
همانگونه که می دانیم جهان در حال حاضر 2 عصر بزرگ را پشت سر گذاشته و با عبور از عصرهای کشاورزی و صنعتی ، پا را فراتر گذاشته و به عصر اطلاعات پیوسته است .
در عصر اطلاعات عامل قدرت و پیروزی ، فقط با داشتن اطلاعات جامع و کافی در زمینه های مختلف تخصصی و عمومی می باشد و این طور می توان عنوان نمود که ثروتمند بودن به داشتن مجموعه ای از اطلاعات، نسبت داده می شود .
بدین معنی که اگر شخصی یا خانواده یا کشوری بتواند فن آوری اطلاعات قوی تری را بدست آورد، می تواند در پیشروی و گسترش اهداف بلند مدت خود گام موثرتری بردارد .
با مطالعه کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه در می یابیم که در تمام این کشور ها آموزش مفاهیم اقتصادی و علوم مربوط به برنامه ریزی مالی پرسنل سازمانها و خانواده ها به عنوان رکن اصلی توسعه اقتصادی مطرح بوده است و سرمایه گذاریهای نهادی و بنیادینی که در این زمینه انجام شده است کاملاٌ مشهود می باشد.
در حقیقت این کشورها برای اینکه بتوانند اهداف خود را در یک زمینه رشد و گسترش بدهند در ابتدا با یک برنامه ریزی بسیار مدون و قابل ارزیابی شروع به آموزش درست برنامه ریزی مالی شخصی وسرمایه گذاری پرسنل و خانواده ها کرده و توانسته اند با کوشش و تلاش فراوان و نظارت دقیق بر عملکرد، در حین اجرای طرحها و مطابقت هر لحظه آنها با اهداف از پیش تعیین شده ، نتایج مطلوبی که شاهد آن هستیم را بدست آورند .
در حقیقت هرگز کشوری بدون آموزش پرسنل و خانواده ها در زمینه برنامه ریزی مالی شخصی و سرمایه گذاری نخواهد توانست یک رشد مداوم صعودی را در در زمینه توانمندسازی پرسنل و تقویت زیر بنای اقتصادی کشور بردارد.

برنامه ریزی مالی برای اشخاص:

ارائه خدمات بمنظور امور مالی و فعالیت های خانواده شامل بودجه بندی مالی، بیمه، برنامه ریزی برای خرید مسکن، امور تحصیلی و آتیه فرزندان و پس انداز بمنظور بازنشستگی را برنامه ریزی مالی می گویند.
در واقع می توان اینطور گفت که کلیه فعالیت های مالی فرد در این حوزه تحت پوشش قرار می گیرند و مشاور برنامه ریزی مالی بطور کلی وظیفه تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی افراد، پیش بینی های کوتاه مدت و بلند مدت را برعهده می گیرد. برنامه ریزی مالی برای هر شخص منحصر به همان فرد است که تا حد زیادی به درآمد، نیازهای زندگی و اهداف و خواسته های آن ها بستگی دارد.
این علم برای اشخاص بعنوان یک رشته جدید و تخصصی در دانشگاه ها و مدارس از اوایل قرن بیستم در حال تدریس است. اقتصاددانان بر آموزش و پرورش اشخاص و خانواده ها برای این امر بعنوان جزئی جدا ناپذیر از اقتصاد کلان تاکید دارند.

چالش های موجود در جامعه و راهکارها:

چالش ها:
1. عدم فرهنگ برنامه ریزی بلند مدت در اقتصاد خانواده
2. فقدان دوره های آموزشی ریشه ای اقتصاد نوین خانواده
3. عدم نهادینه شدن فرهنگ ایجاد پس انداز وهدایت آن به سمت تولید مطابق با اهداف خانوار
4. عدم نهادینه شدن فرهنگ استفاده بهینه از دارایی ها ومدیریت مصرف واثر آن بر متورم شدن هزینه های خانواده
5. عدم آشنایی خانواده ها با مفاهیم اولیه مدیریت اقتصاد خانواده همانند داراییهای مولد
6. عدم فرهنگ استفاده صحیح ودرست از بدهی
7. عدم مراکزآموزشی وابزارهای کمک آموزشی جهت برنامه ریزی اقتصاد خانواده
8. رونق فرهنگ تجمل گرایی وچشم وهمچشمی واثر آن بر افزایش بی رویه هزینه های خانواده
9. تبلیغات گسترده رسانه ها جهت ایجاد فرهنگ مصرف گرایی واثر آن بر هزینه خانوار
10. تبلیغات سوء در راستای سریع پولدار شدن در مقابل برنامه ریزی مدون

راهکارها:
1. آشنایی با مفاهیم مدیریت زمان وبرنامه ریزی بر اساس اصول نوین
2. آموزش وارائه برنامه مدون به خانواده ها در راستای استفاده بهینه از داراییهای خدادادی
3. یادگیری و استفاده از مفاهیم ریشه ای اقتصادی جهت اصول تولید ودرآمد
4. یادگیری اصول ومفاهیمی از قبیل اسراف و تبذیر  ونقش آن در مدیریت نوین اقتصاد خانواده
5. توانمندسازی خانوار مبتنی بر حسابرسی شخصی روزانه
6. آشنایی خانوار ها با انواع آداب دریافت بدهی
7. یادگیری مفاهیمی همچون انفاق وصدقه و ربا و … و نقش آنها در افزایش و کاهش ثروت در مدیریت نوین اقتصاد خانواده
8. آشنایی با نقش پس انداز، سرمایه گذاری و تولید، ارتقای بهره وری، نیروی کار و سرمایه و میانه روی و اعتدال
9. نهادینه کردن فرهنگ استقلال مالی اسلامی وتکنیک های ایجاد آن در خانواده امروز

 

اعتماد و فرهنگ سازی و آموزش، شرط اول بمنظور تقویت بنیان اقتصادی جامعه و افزایش تولید

یکی از مهمترین گام ها در زمینه ی مشتری مداری اعتمادسازیست.چه بسا حتی خود شما هم شاهد فروشندگانی در محله خود باشید که بعنوان معتمد محل شناخته میشوند و سالهای سال است که در فراز و فرود وضعیت اقتصادی بدون کم و کاستی به فعالیت خود ادامه داده اند. اما چند پرسش:
الف)چه رازی در چراغ جادوی اعتمادسازیست که حتی در شرایط بحرانی نیز نجات بخش شرکت ها است؟

در دنیایی که عصر اطلاعات و ارتباطات نام گرفته است، موفقیت سازمانها با چگونگی نقش و جایگاهشان نزد افکار عمومی (Public Opinion) محک زده می شود.

اما اعتمادسازی جاده‌ای دوطرفه است. تا زمانی که مردم را قلبا باور ننموده و به آنها اعتماد نکنیم مورداعتماد آنها واقع نخواهیم شد.
مردم به واسطه تراکم امواج حاصل از عصر ارتباطات یاد گرفته‌اند که هر ادعایی را به سادگی باور نکنند.

مردم امروزه به حسگرهای هوشمند بسیار نیرومندی مجهز شده اند که آنها را قادر می سازد تا بدل (ادعاهای واهی) را از طلای ناب تشخیص دهند.

مؤلفه‌های ایجاد اعتماد؛ مدل TRUST

اگر برقراری ارتباط موثر را کلید فروش موفق درنظر بگیریم، اعتماد را باید اساس و جوهره تشکیل هر رابطه و سنگ‌بنای هرگونه موفقیتی در عرصه مملکت‌داری، زندگی و کسب و کار به حساب آورد. اگر از فروشندگان حرفه‌ای و رؤسای سازمانهای بزرگ فروش درمورد دلایل موفقیتشان سؤال کنیم، بدون شک آنها (اعتماد) را یک عامل مهم و راهبردی در این زمینه معرفی خواهندکرد. اصولا صمیمیت به عنوان رمز برقراری رابطه موثر با دیگران از جایی خاتمه می یابد که عدم اعتماد شروع می شود. در اینجا مؤلفه‌های پنج‌گانه اعتماد را با سر واژه لغت انگلیسی Trust معرفی می کنیم.

این مؤلفه‌های پنج‌گانه که تمامی استادان بزرگ بازاریابی در سطح جهان بر روی آنها اتفاق‌نظر دارند، می تواند به کارآفرینان در ایجاد روابط قوی و مستحکم با مشتریان و نیز پی‌ریزی ارتباطات دامنه‌دار و مؤثر با سایر اطرافیان کمک کند.

• راست‌گویی T-Truth
• جلب اطمینان R- Reliability
• درک و شناخت شرایط مشتری U- Understanding
• خدمت به مشتری S-Services
• منتظر ماندن T-Take Your Time

ضرورت توجه به طرح:
همان گونه که یک فرزند تازه متولد شده در سایه حمایت خانواده رشد می کند بعنوان سرمایه خانواده تلقی شده ، در آینده وارد دنیای تجارت و کسب و کار می شود و منافع حاصل از این سرمایه گذاری به خانواده باز می گردد، به همین نحو دولت و سازمان های متولی برای اینکه بتوانند در سال های آتی زیر بنای مسائل علمی و پژوهشی و ستادی خود را تقویت نمایند، باید بعنوان یک نهاد متولی اجرایی و نظارتی فرهنگ سرمایه گذاری و سهام داری را از ابتدایی ترین مقاطع شروع کرده و با برنامه ریزی، نتایج حاصل از آن را بهره برداری نمایند.
در حقیقت پرورش این استعدادها و آشنا کردن آنها از ابتدای دوران رشد در زمینه مسائل اقتصادی، می تواند زیر بنای سرمایه های انسانی اقتصادی را در آینده تشکیل دهند.
حال با توضیحات بالا به این نکته کلیدی میرسیم که:
اساسا تا زمانیکه فرهنگ پس اندازها شکل نگیرند، هیچ عامل ریشه ای در راستای اهداف توسعه اجتماعی و اقتصادی انجام نخواهد گرفت یعنی تا زمانیکه خواسته ایجاد نگردد، هرگز تقاضا ایجاد نخواهد شد. یعنی در ابتدا باید فرهنگ سازی و نیاز به پس انداز و میل به پس انداز در اقشار مختلف جامعه ایجاد گردد تا بتوانیم ادامه راه را طی نماییم. اما با بررسی سال های گذشته و باتوجه به تلاش جدی مسئولین در این زمینه انجام داده اند، اینطور به نظر می رسد که برای رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار زیاد است ودر واقع باید گفت این فرهنگ سازی باید بصورت کلیدی و ریشه ای انجام شود.
با این توضیحات خواهیم دید که ضرورت ایجاد ساز و کارهای اجرایی و برنامه ریزی شده در راستای توسعه بازارهای سرمایه گذاری بسیار با اهمیت می باشد و استانداری ها و و ستادهای سرمایه گذاری استانی و دهیاری ها و و تمام اقشار مسئول در استان ها می توانند با برنامه ریزی هوشمندانه و از قبل تعیین شده مبتنی بر ارزیابی عملکرد، روش های پیشنهادی و نظارت بر اجرا، نقش بسیار مهمی در توسعه فرهنگ سرمایه گذاری از این طریق را داشته باشند.

دکتر مهدی حلاج

نظرات شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری علامت گذاری شده اند *

نام شما*
موضوع*
ایمیل*

5 × دو =

نظرات شما